تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
ملاحظه مىكنيد كه هيوم ناچار شده است مفهوم عليت را بىاعتبار سازد و حق هم با اوست . زيرا اگر همه‌ى علوم و ادراكات را به طور مستقيم حسى بدانيم ، عليت كه محسوس نيست بايد انكار شود ، زيرا آن‌چه محسوس است تعاقب دو امر است نه عليت و تأثير و دخالت . متفكر بزرگ اسلامى ، ابن سينا ، در الهيات شفا مىگويد : اگر كسى گمان كند كه رابطه‌ى عليت و معلوليت را از راه حس مىتوان كشف كرد ، خطاست ؛ زيرا حس جز تقارن و همراهى دو چيز ، مطلب ديگرى را به ما نمىفهماند . و بنابراين ، اين كه ژان لاك انگليسى مىگويد : « چون تبدل‌هايى همواره يكسان در احوال چيزها مشاهده مىكنيم و چيزهاى ديگرى را مىبينيم كه همواره آن‌ها تبدل‌ها را مىدهند ، پس آن تبدل‌ها را معلول و چيزهايى كه اين تبدل‌ها را انجام مىدهند ، علت مىناميم . . . تصور آفرينش و خلقت نيز از همين طريق براى ما حاصل مىشود » . « 1 » مطلب بىاساسى است . زيرا آن‌چه مىبينيم تبدل چيزهاست كه همواره چيزهاى ديگر انجام مىشود ، اما اين كه اين تبدل‌ها از آن چيزهاى ديگر انتقال يافته‌اند و با تأثير آن‌ها بوده ، هيچ‌گاه به حس درنمىآيد . در مكتب انتزاع عليت و معلوليت از وابستگى صور ادراكى به نفس ، انتزاع و ادراك مىشود كه قبلًا اشاره شد . به نظر اينجانب بهتر است كه بگوييم مفهوم عليت را از وابستگى خود به نيرويى خارج از خود دريافت و انتزاع كرده‌ايم . از وابستگى و ارتباط خود به نيرويى خارج از خود ، ادراك حصولى وابستگى و اصل عليت كسب مىشود . به هر حال مفهوم عليت نيز از محسوسات منشأ مىگيرد ، ولى نه به طور مستقيم كه حسيون بايد
هامش
( 1 ) - / سير حكمت در اروپا ، ج 2