تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
مىآيد ( بالمقايسه ) يكى بودن و يكى نبودن همان وحدت و كثرت است ؛ منتهى وحدت و اكثريت نسبى ، يكى بودن محمول و موضوع ، و يكى نبودن آن‌ها . از اين‌جا هم بالمقايسه مفهوم وحدت و كثرت مطلق به دست مىآيد . اين تصوير مختصرى است از نقطه‌ى شروع و رشد علم بنا بر مسلك انتزاع .

توضيحات

به نظر مىرسد نظريه‌ى انتزاعى حسى ، عالىترين نظريه در اين بحث باشد و ما براى تشريح بيش‌تر اين نظريه مسائل متعددى را در اين جا بيان مىكنيم . 1 - تعميم حس : ممكن است ايرادى بر مكتب حسى انتزاع به نظر برسد و آن اين كه همه‌ى علوم ما از راه حواس ظاهر نيست كه ابتدا نوعى حضور بوده و سپس به علم حصولى برسد . زيرا حواس باطنى نيز برخى امور را در باطن دريافت مىكند و غذايى براى قوه‌ى خيال درست مىكند تا به صورت حصولى درآيد . از احساس گرسنگى و تشنگى ، كه از نياز ارگانيزم جسمانى منشأ مىگيرد ، تا احساس ارتباط به نيرويى خارج از وجود خويش ( علت ) كه يك احساس لطيف و ناشى از نياز روحى مىباشد ، و احساس‌هاى ديگرى در اين ميان كه مربوط به غرائز مىباشد ، اين‌ها همه در ابتدا به طور حضورى دريافت مىشوند و سپس به صورت علم حصولى درمىآيند . قرآن كريم هم منشأ و ابزار علم را گوش و چشم‌ها و دل‌ها دانسته است « 1 » . دل مركز احساس‌هاى باطنى به طور مطلق و يا
هامش
( 1 ) - / نحل / 80
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 179 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي