نامبرده توضيحى نمىدهد كه چگونه همهى علوم به حس برمىگردند .
مرحوم صدرالمتألهين مىگويد : « تصورات حسى كه از طريق حواس وارد شدهاند نفس را براى حصول بديهيات تصورى و تصديقى مستعد مىسازند » .
استاد بزرگوار ما علامهى طباطبائى رحمه الله در كتاب پرارزش اصول فلسفه و روش رئاليسم به طور مبسوط انتزاع را تشريح كرده و براى اولين بار مسلك مزبور را تحليل دقيق علمى نموده است .
به هر حال پيروان عقيده انتزاع ريشهى همه ادراكات حصولى را حس مىدانند كه يا مستقيماً و يا به طور انتزاع به حس برمىگردند . چيزى كه بايد تحقيق شود اين است كه حقيقت اين انتزاع چيست و چگونه آغاز و انجام مىشود .
آغاز و انجام انتزاع
اولين اثرى كه محيط خارج روى ارگانيزم انسان مىگذارد به طور علم حضورى براى ما درك مىشود . يعنى اثرى كه از طريق لمس و يا حس بينايى و غيره بر اعصاب اين حواس وارد مىشود ، مورد دريافت ماست .
مقصود ، خود اثر است نه صورت ذهنى آن .
قبلًا دربارهى علم حضورى مختصر توضيحى داديم و گفتيم كه اساساً علم و شناخت دو قسم است : علم حضورى و علم حصولى . علم حضورى علم به خود شىء است كه نزد ما حضور دارد ، و علم حصولى علم به صورت شىء است كه در ذهن حضور پيدا مىكند .
علم حضورى در چهار مورد تحقق پيدا مىكند : 1 - علم نفس به خود ، به معناى حضور ذات پيش ذات كه هر كس خود را دريافت دارد ، گرچه