براى توضيح مقولات كانت كه به ظاهر تا حدودى نامفهوم و شايد احياناً تكرارى و بلكه غلط جلوه كنند ، مىگوييم كه كانت مىخواهد بگويد همانطور كه مفهوم زمان و مكان ، قالبهاى پيش ساختهى ذهن براى تصورات هستند اين مقولات هم قالبهاى پيش ساختهى ذهن براى تصديقات هستند . همهى قضايا در يكى از اين قالبها مفهوم مىشوند .
قالبهايى كه در هر قضيه ممكن است منظور باشند و هيچ قضيهاى از همهى اين قالبها خالى نيست ، اينها هستند :
قالب كميت و مقدار شخصى : ( وحدت ) ، مانند حسن ايستاده است ، كثرت : ( و به اصطلاح منطق ، قضيهى جزئيه ) ، مانند بعضى انسانها نويسنده هستند ، و كليت : چون همهى انسانها قابل تكاملند . قالب كيفيت وجود : ( موجبه ) ، چون انسان تكامل دارد ، عدم ( سالبه ) ، چون انسان سنگ نيست ، و محدوديت يا حصر ( معدوله ) ، چون حسن نابيناست ( كه در معناى سلب مىباشد ) . قالب نسبت و اضافه قضيهى حمليه : ( ذاتيت يا جوهريت ، و عرضيت كه صفت ذاتى يا عرضى موضوع را بيان مىدارد ) ، چون انسان حيوان است يا انسان حركت مكانى دارد ، قضيه شرطيه متصله : ( عليت و معلوليت كه شرط علت جزا و جواب مىباشد ) ، چون :
« اگر مدينهى فاضلهاى پيدا شود مردم به كمال مىرسند » ، شرطى منفصل :
( مشاركت و مقابله كه هر جزئى از قضيه در برابر جزء ديگر قرار دارد و در عين حال در يك چيز با هم شريك هستند ) ، چون يا عدد جفت است و يا فرد ، كه در عدد شريكند و در صفت خاص در برابر هم قرار دارند . قالب جهت : اصل تحقق و عدم تحقق بدون ذكر حتميت يا امكان آن ( به تعبير منطق اطلاق عام ) . چون انسان نويسنده است و يا انسان سنگ نيست . اين را « كانت » وجود و لا وجود هم مىگويد . قضيهى امكانى : ( كانت اين را
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٦٥