در تصورات نيز عقليون يك عده مفاهيم تصورى فطرى « 1 » قائل هستند كه مىگويند پيش از هر گونه تجربه و احساسى در روح انسان وجود دارد .
« دكارت » « 2 » يكى از عقليون است . او مفاهيم را سه دسته مىكند :
1 - مفاهيمى عارضى چون حرارت ، برودت ، سرخى ، سفيدى ، تلخى ، شيرينى و . . . كه مستقيماً از طريق حواس وارد شدهاند . 2 - مفاهيم خلقى و جعلى كه با جعل و خلق ذهن ما درست شدهاند . مانند انسان ده سر .
3 - مفاهيم فطرى كه مستقيماً از خارج گرفته نشده و با جعل و تركيب ذهن هم درست نشدهاند ولى چه بسا واقعاً بر فرد خارجى تطبيق مىشوند ، دكارت مفاهيم : امتداد ، حركت ، روح ، ضرورت ، امكان ، كليت ، نقطه ، خط ، وجود ، وحدت و . . . را از اين قبيل مىداند و همه را فطرى مىداند و از علوم ذاتى انسان به شمار مىآورد . همهى كميات متصله چون سطح و خط كه انواع امتداد هستند نيز همينطور .
همچنين دكارت به دو گونه كيفيت در اجسام معتقد شد : 1 - كيفيات اوليه مانند امتداد و حركت كه حقيقت جسم را تشكيل مىدهد . 2 - كيفيات
هامش
( 1 ) - / منظور از فطرى در اينجا خاصيت ذاتى عقل است . كلمهى فطرى به معناى ديگرى هم گفتهمىشود : 1 - آنچه همه قبول دارند و در اصل اعتقاد و كيفيت آن اختلافى نيست ، مثل اعتقاد به وجود جهان خارج ، كه حتى سوفسطائىها هم در واقع دلشان قبول دارند و طبق آن عمل مىكنند . 2 - ادراكاتى كه بالقوه در ذهن همه كس موجود است ، هرچند براى برخى از افراد به فعليت نيامده تا علم به علم خود پيدا كنند . مثل علم به خود و علم به معلول خود و علم به علت خود . اينها در نهاد همه به طور حضورى و احساسى هست ، ليكن تا به صورت علم حصولى درنيامده ممكن است برخى از آنها مورد غفلت قرار گيرد . علم به خداوند به اين معنى فطرى است ( نه به معناى ادراك حصولى فكرى تا بگوييم همهى علوم بعداً حاصل شده و قبلًا نبوده است و نه به معناى خلقت تا بعضىها بگويند فطرت به معناى خلقت نيست . گرچه اين ادعا هم خالى از اشكال نيست . ( قسمت فطرت از كتاب خدا در نهج البلاغه به قلم اينجانب را ملاحظه كنيد . ) 3 - قضايايى كه هر چند دليل مىخواهند ، ليكن دليلشان همواره همراهشان تصور مىشود . مانند عدد چهار جفت است . 4 - همين است كه دكارت و امثال آن منظور دارند . يعنى ادراكاتى كه خاصيت ذاتى عقل است
( 2 ) - / فيلسوف فرانسوى ، ( 1596 - 1650 م ) فردى متفكر و عاشق مطالعه و كتاب بود . مهمترينتأليفاتش تفكرات در فلسفه اولى ، اصول فلسفه ، و گفتار در روش درست راه بردن عقل است