تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
همه مىدانند كه ما شرايط زمانى و مكانى و روابط خاص يك قضيه را در نظر مىگيريم و اين طور نيست كه نفى و اثبات به طور مطلق و بدون در نظر گرفتن شرايط ، نقيض يك‌ديگر به شمار آيند . ( از اين بحث فعلًا بگذريم ) . طبق روش عقليون بايد برخى اصول ديگر تصديقى كه امكان تجربه در آن‌ها نيست و شايد حتى آن‌ها كه نياز به تجربه ندارند و به خودى خود برايمان معلوم هستند نيز جزء مطالب قبل التجربه و به اصطلاح ديگر « فطرى » حساب شوند . مانند اصل « دور باطل است » و « تسلسل محال است » و « وقوع پديده بدون علت محال است » و « دو جسم يك مكان ندارند » و « هر كل از جزء خودش بزرگ‌تر است » . و محال بودن چيزى نيست كه با تجربه ثابت شود . تجربه بر روى يك امر موجود كار مىكند ، نه چيزى كه نيست . در مورد چيزهايى كه نيست تجربه مىتواند بگويد هرچه تفحص و كوشش كردم نيافتم . نه اين‌كه نبود ، تا چه رسد به اين كه محال است بشود . منتهى در خيلى موارد به اشتباه گفته مىشود تجربه كردم محال است . اين اشتباه حتى در پاره‌اى از موارد حسى نيز انجام مىشود و فى المثل گفته مىشود : جيب لباسم را گشتم و حس كردم كه پول نيست . با اين كه صحيحش اين است كه پول را احساس نكردم .