ديالكتيك حرفى دارند . مىگويند اين اصل مساوى با يكسان بودن و لا يتغير بودن اشياء مىباشد در حالى كه همه چيز در حركت است و هيچ چيز ثبات ندارد . « ژرژ پوليستر » در كتاب اصول مقدماتى فلسفه يكى از اشكالات منطق و شناخت كلاسيك موجود را اين مىداند كه يكسان بودن به معناى يك جور ماندن و تغيير شكل ندادن است و مىگويد : « اكنون بايد ديد كه از اين خاصيت متافيزيك ( اصل يكسان ماندن ) چه نتايجى عملى به دست مىآيد . وقتى بهتر ديديم كه موجودات را لا يتغير بشمريم خواهيم گفت زندگى ، زندگى است و مرگ ، مرگ » .
ديگرى مىگويد : « يكى از اشكالات منطق استاتيك ( جامد ) اعتقاد به ضرورى بودن و دائم بودن آن است . . . يعنى قضاياى دائمه مطلقا ملازم بااعتقاد به ثبات است و اين اشكال بزرگى است » .
پيداست كه اين آقايان ذهن را به خارج و خوديت را به ثبات ، و ثبات مفهوم را به ثبات شىء مادى خارجى به اشتباه گرفتهاند . سخن اين نيست كه سياهى خارجى و مادهى سياه حركت ندارد ، سخن اين است كه مفهوم سياه هيچگاه سفيد نمىشود و هر شىء سياه هم تا سياه است همان سياه است .
دربارهى اصل امتناع تناقض هم اشتباه مهمى دارند . مثلا ژرژ پوليستر مىگويد : « . . . اين همان نقطهى نظر يك جانبه است كه دو چيز مخالف را به طور قطع از هم جدا مىكند و مرگ و زندگى را مغاير يكديگر مىداند . مثلًا ديده مىشود كه مىگوييم باران گرفت و بسا شده كه حرف ما تمام نشده باران مىايستد . اين جملهى ما در وقت شروع صحيح بوده ، منتها بعداً تبديل به اشتباه شده است . صحيح ، به اين شكل تبديل به غلط و خطا مىشود » . « 1 »
هامش
( 1 ) - / اصول مقدماتى فلسفه ، ژرژ پوليستر