انحصار شناخت ، به آنچه از طريق حس و شهود وارد شده باشد ، از قديم مطرح بوده ، كه به گفتهى راسل ، افلاطون در رسالهى « تتوس » آن را مردود دانسته است . ضمناً بهخوبى برايمان معلوم شد كه نظريهى حسى در تصديقات راه ندارد ؛ زيرا حكم و نسبت نمىتواند حسى باشد .
3 . نظريهى عقلى
عقليون معتقدند يك دسته از مطالب پيش از تجربه و حس به طور فطرى در ما وجود دارد كه به منزلهى سرمايهاى براى كسب علوم مىباشند و به نام اصول ما قبل التجربه معروفند .
در تعيين اصول مزبور به اختلاف سخن گفتهاند . برخى از كلمات دانشمندان مربوط به تصورات است و برخى ديگر مربوط به تصديقات است . و در هر دو مقام هم سخن اهل فن يكنواخت نمىباشد . برخى از دانشمندان اصل « هوهويت » را ، كه يك اصل تصديقى است ، يك اصل متقدم بر تجربه و حس گرفتهاند . هوهويت ، اين همانى در حمل محمول بر موضوع را اثبات مىكند . برخى ديگر اصل امتناع تناقض را يك اصل فطرى گرفتهاند كه اين هم تصديقى مىباشد . « 1 »
اصل هوهويت را در دو مورد به كار مىبرند : 1 - حمل يك مفهوم بر خودش ، چون سياهى سياهى است ؛ يعنى هر مفهومى كه وارد ذهن شد ، امكان ندارد از خودش سلب شود . هر چيزى خودش خودش مىباشد .
2 - حمل يك وصف بر ذات ، مانند حسن شجاع است ؛ يعنى از نظر وجودى موضوع ، همان محمول مىباشد .
دربارهى اصل هويت و به تعبير ديگر اصل عينيت ، پيروان ماترياليسم
هامش
( 1 ) - / به ما بعدالطبيعه به قلم پل فولكيه رجوع شود