عليت و معلوليت را از راه حس مىتوان كشف كرد ، كاملًا اشتباه است ؛ زيرا حس در اين مورد غير از تقارن دو امر چيزى را به ما نشان نمىدهد » .
هيوم در مورد جوهر هم مىگويد : « آنچه جوهر جسمانى است ، « بركلى » نشان داده كه جز مجموعهاى از احساسات و تأثرات چيزى نيست » . « 1 »
بنابراين همانطور كه هيوم تصريح مىكند : « ادراكات حسيون منحصر است به آنچه از راه يكى از حواس پيدا شده باشد ، اين است تاروپود افكار ما . و عقل ما جز تركيب كردن و مرتبط ساختن اين اجزا و مبادى كار ديگرى نمىكند » . و « هوبز » ( 1679 م ) مىگويد : استدلال و فكر درست . . .
تنها به اجسام تعلق مىگيرد و غير از جسم هر چه هست موضوع فلسفه و علم واقع نمىشود . و آنگاه اين پرسش همچنان به جاى خود باقى است كه مفاهيم جوهر و عرض و عليت و . . . از كجا آمدهاند ؟
عليت ، اتصال دو پديده نيست ، تعاقب يا تقارن دو حادث نيست ، بلكه تأثير امرى در امر ديگر است و از نظر فلسفه الهى اسلامى ، ايجاد شىء به وسيلهى چيزى ديگر . و بديهى است كه ما فقط وجود و اثر را مىبينيم ، نه تأثير و ايجاد را .
اين اشكال نيز بر حسيون وارد است كه بيشتر اكتشافات علمى اخير حاصل تفكر نظرى و قياسى و فرضيات حدسى بود كه در ابتدا به طور تئورى ارائه شد و سپس با تجربه عملى تاييد آن به اثبات رسيد . اگر بنا بود به افكار غير حسى هيچ ارزش علمى و فلسفى ندهيم ، بايد اين تئورىها به دور ريخته مىشد و آنگاه هرگز به دنبال تحقيق آن نمىرفتيم و در نتيجه اين همه اكتشافات مهم به وجود نمىآمد .
هامش
( 1 ) - / سير حكمت در اروپا ، ص 99