تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
يا ببيند يا بشنود . . . امپريستها كه اين قدر مورد دشنام ارانى قرار گرفته‌اند ، طبق مبانى علمى خودشان حرف زده‌اند . آخر ما فقط تعاقب دو حادثه را مىبينيم نه رابطه عليت را . مگر رابطه‌ى عليت مانند طنابى ميان آن‌ها كشيده شده است تا در دست ما جاى بگيرد و لمسش كنيم ؟ شايد آقاى ژان لاك و آقاى ارانى لمسش كرده‌اند ! بهتر است همه‌ى حسيون ، مانند هيوم انگليسى ، اعتراف كنند كه عليت قابل درك نيست و بنابراين دليلى بر تحقق آن نداريم . نامبرده مىگويد : « چون در مقام تحقيق فلسفى برمىآييم ، مىبينيم اعتقاد به رابطه‌ى علت و معلول ضرورى نيست ؛ به اين معنى كه چون مىبينيم سنگ متحركى به سنگ ساكنى برخورد و سنگ ساكن به حركت آمد ، برخورد سنگ متحرك را علت حركت سنگ ساكن مىخوانيم ، ليكن اين عقيده از روى تجربه براى ما حاصل شده است . . . و پيش از آن‌كه اين تجربه حاصل شود ، عقل حكم به وجوب اين امر ، يعنى حدوث اين معلول از آن علت نمىنمايد . . . و هيچ موردى نيست كه اگر تجربه نكرده باشيم رابطه‌ى علت و معلول را به قاعده عقلى دريابيم . ولى تجربه هم فقط معلوم مىكند كه فلان امر هميشه دنبال فلان امر ديگر است ، اما اين كه چرا اين دو امر دنبال يك‌ديگرند ، معلوم نمىشود . . . حكم به رابطه‌ى عليت نتيجه عادتى است كه براى ما حاصل مىشود از اين كه همواره امرى را همراه امر ديگر مىبينيم . . . » « 1 » و به تعبير ديگر : ما از علت و معلول مفهوم ديگرى نداريم ، جز مفهوم دو شىء را كه هميشه به يك‌ديگر متصل بوده‌اند . « 2 » اين مطلب را ابن سينا نيز در الهيات شفا تصريح مىكند : « اگر كسى گمان كند كه رابطه‌ى
هامش
( 1 ) - / سير حكمت در اروپا ، چاپ اول ، ج 2 ، ص 100 ( 2 ) - / تاريخ فلسفه‌ى راسل ، ج 3