شىء را با هم تركيب نمايد و يا يك كلى را از افراد خاص خود تجريد نمايد و به همهى موارد تعميم بدهد .
ژان لاك انگليسى ( م 1704 ) كه از سردمداران اين مكتب است ، مىگويد : « در عقل چيزى نيست كه قبل از آن در حس وجود نداشته باشد » . او همهى اصول عقلى را رد كرد . هيوم اسكاتلندى ( متولد 1711 ) نيز در مهمترين كتابش ، طبيعت انسان ، همهى امور غير حسى را رد كرد و علت نخستين و ماوراء طبيعت را نيز غير واقعى دانست . نامبرده حتى دربارهى تصورات ذهنى معتقد شد كه در تصورات ذهنى ما تصوير حقايق اشياء نيست ، بلكه تصوير ضعيف شدهى تاثرات فعلى و حسّ ظاهر است ، معانى و مفاهيم همه از تأثرات حواس ما از برون مىباشد و تعقل جمع آنها از راه تداعى مىباشد .
مكتب مزبور موجب شده كه بسيارى از غير محسوسات مورد شك واقع شود و يا انكار گردد . مفهوم عليت ديگر نامفهوم شد ، زيرا جز تعاقب دو شىء ( علت و معلول ) چيز ديگرى كه نمايانگر رابطهى آنها باشد احساس نمىشد . و هيوم تصريح كرد كه عليت همان تعاقب است . باركلى انگليسى در جوهر مادى جسم شك كرد و چنين استدلال كرد كه ما فقط ظاهر جسم را احساس مىكنيم .
مكتب شكاكان از نظريهى حسى به وجود آمد ، زيرا منشأ همهى ادراكات ، حس شمرده مىشد ، و در حس هم اشتباهات زيادى كشف شد و بسيارى چيزها هم كه مستقيماً به حس نمىآيد . استدلالهاى سوفسطايىگرى باركلى نيز زاييده همين مكتب بود و مىبايست هم اين فرزند از آن مكتب متولد گردد . كانت آلمانى هم ، كه عظمت مكتب فلسفى
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 152
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٥٢