پيامبر بود ، آنگاه كه آدم در ميان آب و گل بود ، منظور نه اين وجود جسمانى حضرت محمّد صلى الله عليه و آله است و نه تقدم روح بر بدن ، بلكه منظور مراحل قبل از طبيعت انسانى است . يعنى همان وجودهاى نورى قبل از طبيعت كه منشأ تكامل وجودات طبيعى مىباشند . « 1 » و يا منظور اين است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از حدود زمان و مكان برتر است و در اصل و ريشهى وجودى ، مربى كل بشريت است .
ذكر اين دو جمله در اين نوشتهى فلسفى براى اين است كه توجه به زبان خاص هر كتاب و نوشتهاى بكنيم و در برداشتهايمان شتاب زده نباشيم ، چنانكه قرآن مجيد هم زبان خاص خود را دارد ، شايد روايات هم همينطور و شايد ادبيات هر عصرى با عصر ديگر فرق كند و اين تفاوت حتى در روايات كه راويان بر اساس فهم خود از كلمات امامان عليه السلام نقل كردهاند مشهود باشد . « 2 »
تعبيرهايى همچون :
( فذكر انما انت مذكر )
، يعنى تذكر بده كه تو همانا تذكر دهنده هستى ، و :
( واذكر في الكتاب مريم )
يعنى در كتاب ، مريم را به ياد آور « 3 » ، معانيش اين نيست كه قبلًا و آن هم پيش از خلقت اين جهان جريان مريم را مىدانستهاى و اينك همان را به ياد آور ، بلكه منظور همان ذكر كردن و بيان داشتن است . ذكر ( به كسر ) با ذكر ( به ضم ) تفاوت دارد .
قرآن در سوره نحل تصريح مىكند كه : خداوند شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد در حالى كه هيچ علمى نداشتيد و برايتان گوش و چشمها و دلها قرار داد باشد كه شما سپاسگزار باشيد . « 4 » يعنى همهى علومتان از
هامش
( 1 ) - / اسفار ، ج 8 ، ص 332
( 2 ) - / شناخت قرآن ، به قلم اينجانب ، چاپ سوم
( 3 ) - / قرآن كريم ، سورهى مريم
( 4 ) - / واللَّه أخرجكم من بطون أمهاتكم لا تعلمون شيئا وجعل لكم السمع والابصار والافئدة لعلكمتشكرون . سورهى نحل ، آيهى 78