تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
شاعر شيراز در اين بيت اخير علت مفارقت را اين مىداند كه بايد براى رسيدن به كمال انسانى كه همان خداگونه شدن ، و سر كوى دوست بودن است ، ترك بهشت وصل كند و به حركت و تكاپو بيفتد كه وصل اول يك وصل غير عارفانه و به نوعى وصل كور است . در وصل اول علم بوده است ، علم به طوبى ( درخت طوبى در اين زبان گسترده است و شاخه‌هاى بينهايتش همه جا را احاطه كرده است ) همراه وصل حور و آب حيات بوده است ، ليكن بايد همه‌ى آن‌ها ترك شود تا به حركت و تكاپو بيفتد . و آنگاه وقتى براى وصل عارفانه به حركت در اين جهان كشيده مىشود ، همه‌ى آن علوم را از ياد مىبرد . ولى اگر پس از اين حركت تكاملى دوباره به آن اوج وصل برسد ديگر جدايى ندارد .
زين سفر گر به سلامت به وطن باز رسم * دگر آن‌جا كه روم عاقل و فرزانه روم گر از اين منزل غربت به سوى خانه روم * نذر كردم كه هم از راه به ميخانه « 1 » روم

اصول عقيده‌ى تذكر افلاطونى

1 - تقدم روح بر بدن . 2 - معقولات زيادى از اول در باطن انسان هست . 3 - عقل پيش از حس است و به تعبير ديگر ادراك كلى بر جزئى مقدم است . 4 - راه حصول علم و شناخت اولى ، شهود مثال‌هاست و راه شناخت دوباره‌ى رياضت و توجه و دقت است . عقليون جديد نيز كه معتقد به برخى از اصول مقدم بر حس هستند ( كه
هامش
( 1 ) - / شعر زبان خاصى دارد و شعر هر شاعرى نيز زبان خود را دارد مضافاً اين كه زبان اشارت با زبان عبارت فرق دارد . در اين شعر ، ميخانه يعنى وصل محبوب كل كه عين عاقل و فرزانه بودن است