تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣

تقسيم‌بندى ديگرى از شناخت و علوم

در اين بحث انواع شناخته شده‌ها را در يك ديد كلى مورد توجه قرار مىدهيم . شناخت از نظرى به كلى و جزئى تقسيم مىشود . جزئى چيزى است كه كثرت در آن راه ندارد و مفهوم آن بر بيش از يك فرد تطبيق نمىكند ؛ مانند حسن و هر نام ديگر . و كلى ، چون انسان و حيوان . كلى و جزئى اصطلاح ديگرى هم دارد . كلى ، علمى است كه با تغيير معلوم تغيير نكند ، مانند نقشى كه معمار در ذهن خود براى يك ساختمان دارد كه پيش از ساختمان و پس از آن ، در ذهن معمار باقى است . جزئى ، علمى است كه با تغيير معلوم تغيير مىكند ؛ مانند تصوير ذهنى از حركت قطار هنگام حركت . جزئى را علم ما بعد الكثرة و كلى را علم ماقبل الكثره نيز مىنامند . از نظر ديگر ، گاهى شناخت مربوط به معنا و مفهوم يك لفظ است ، و گاهى به ماهيت و حقيقت آن مربوط است ، و گاهى درباره‌ى وجود آن ، و گاهى درباره‌ى عوارض و آثار آن ، و گاهى مربوط به علل و عوامل ايجادى آن ، و گاهى مربوط به علت درك و شناخت ما نسبت به شىء . اين‌ها را به ترتيب ، بحث ماى شارحه ، و ماى حقيقيّه ، و هل بسيط ، و هل مركبه ، و لم ثبوتى ، و لم اثباتى مىگويند . ديگر از تقسيمات اين است كه ادراكات ما گاهى حقيقى است و گاهى اعتبارى . ادراكات حقيقى ، تصورات يا تصديقات درباره‌ى واقع جهان مىباشد و ادراكات اعتبارى ، تصورات و تصديقاتى مربوط به مسائل عملى كه معمولًا براى رفع نيازمندىهاى فرد و اجتماع هستند و يا به وسيله‌ى قراردادهاى اجتماعى اعتبار مىشوند . ادراكات حقيقى ، انعكاسى مستقيم و غير مستقيم از جهان خارج است ، ولى ادراكات