تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
درباره‌ى شناخت خيالى نيز بايد گفت كه پس از بر طرف شدن پيوند مستقيم با شىء مورد حس ظاهر ، تصويرى از آن در قوه‌ى خيال ، كه حافظه‌ى تصويرهاى جزئى است ، قرار مىگيرد كه هر وقت بخواهيم مىتوانيم ، آن را مورد توجه قرار دهيم . اين ادراك را شناخت خيالى مىناميم كه از قيد زمان و مكان و غيره آزاد است و هر وقت بخواهيم برايمان ميسر است . قوه‌ى خيال مىتواند در تصوير موجود نزد خود تصرفاتى هم بكند . مثلًا بال را از كبوتر بگيرد و به يك انسان بدهد و يا يك سر را از يك انسان بگيرد و به انسان ديگرى علاوه كند تا آدم دو سره گردد و همين‌طور . . . كه خيال را در ارتباط با اين عمل متخيله مىخوانند . شناخت عقلى ، ادراك كليات است . عقل از تصويرهاى جزئى موجود در قوه‌ى خيال - و نيز از معانى جزئى موجود در قوه‌ى ديگرى به نام واهمه - مفاهيم و معانى كلى مىگيرد كه فاقد خصوصيات جزئى مىباشند . مثلًا از تصويرهاى حسن و حسين و اكبر و . . . با حذف خصوصيات فردى ، انسان كلى را درك مىكند و همين‌طور پس از درك دشمنى تقى و يا درك دوستى حسين - و يا هر معناى جزئى ديگر - با حذف خصوصيات فردى يك معنا و مفهوم عام كلى ( دوستى و دشمنى ) انتزاع مىكند . اين شناخت را شناخت عقلى مىناميم . شناخت عقلى پس از طى پنج مرحله است : شهود جزئيات ، مقايسه‌ى آن‌ها با هم ، تجريد آن‌ها از خصوصيات ، تعميم جهت مشترك ، نام‌گذارى جهت مشترك ، يعنى ديدن جهت وحدت . البته اين يك قسمت از فعاليت‌هاى ذهن است و ذهن كلًا شش عمل دارد : استفاده از خارج ( از صور يا معانى جزئى ) ، يادآورى ، تجزيه و تركيب صور ، تجريد و تعميم ، تفكر ( تفكر انتقال از مسأله منظور به مقدماتش و رسيدن از مقدمات به مسأله‌ى مورد نظر است ) و انتزاع .