2 - در روايتى نقل شده كه در بهشت ، نامهاى از طرف خدا ، به اين مضمون : « سلام من الحىّ القيّوم إلى الحىّ القيّوم : سلام از زندهى جاويد به زندهى جاويد » ، براى بهشتيان مىآيد و در آن نامه چنين نوشته شده است : « همان گونه كه من به اشياء امر مىكنم و آنها وجود پيدا مىكنند ، تو هم امر كن تا وجود پيدا كنند » . تعبير روايت « جعلتك » است و اين همان حركت تكاملى است .
3 - در بهشت دو طايفهاند : اصحاب اليمين و مقربين . اينان داراى درجات مختلفند توشههايى كه بعد از مرگ آنان در دنيا برايشان باقى بماند ، موجب عروج و تكامل بيشتر آنها خواهد شد : « إذا مات الانسان انقطع عمله الا من ثلاث : من صدقة جاريه ، او علم ينتفع به او ولد صالح يدعوله : انسان كه مىميرد پرونده عملش بسته مىشود ، مگر از سه مورد : 1 - صدقهاى با دوام . 2 - علمى كه به ديگران سودمند باشد .
3 - فرزند صالحى كه برايش دعا كند » . « 1 » اين نشان مىدهد كه آنجا تحول و تكاملى صورت مىپذيرد و گناه پاك مىشود و اين يك حركت ذاتى است كه براى چنين اشخاصى به وجود مىآيد .
در قرآن آمده است : « فَسَلَامٌ لَكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِين » ، « 2 » اى پيامبر ! اصحاب يمين به تو سلام مىكنند . سلام توقع است ، يعنى اصحاب يمين از تو توقع دارند كه به مقام بالاترى برسند . بعضى گفتهاند مقصود اين است كه اى پيامبر ! تو از اصحاب يمينى و آنان به تو سلام مىگويند . ولى اين تفسير درست نيست ؛ زيرا پيامبر از مقربان است و مقام مقربان بالاتر از مقام اصحاب يمين است . پس ، معناى اول
هامش
( 1 ) - كنز العمال ، منتقى هندى ، مؤسسه الرساله ، ج 15 ، ص 952 ، خبر 43655
( 2 ) - واقعه / 91