لانها متحركية الشىء بالمعنى النسبى لا ما به يتحرك الشىء فلا يصح ان يكون صورة لموجود جوهرى لانّه لا يتحصل الشىء بما هو انقص وجوداً منه : حركت ، عرض است ، بلكه ضعيفترين عرضهاست ، چون نفس متحرك بودن يك شىء است ، يعنى معناى اضافى و نسبى ! نه عامل حركت و ملاك حركت . پس نمىتوان حركت را صورت يك موجود جوهرى دانست ، زيرا يك شىء به وسيله چيزى كه انقص از اوست تحصّل پيدا نمىكند ! ! » .
4 - حركت داراى وجود ضعيف است : « الحركة لكونها ضعيفة الوجود تتعلق بامور ستة . . . » . « 1 »
اينها نمونههايى بود از تعابير مختلف مرحوم صدرا دربارهى حركت . و همانطور كه توجه داريد با معناى فلسفى حركت جوهرى نمىسازد ، امر ضعيف انتزاعى و اضافى و نسبى چگونه يك ذات و جوهر را تشكيل مىدهد ؟ ! بايد حتماً توجيه شود و بايد در بررسى و جمع بندى آراى صدرالمتألهين مورد دقت قرار گيرد .
حركت در جهان آخرت
در مباحث پيشين يادآور شديم كه حركت در جوهر طبيعت مادّى است . ملاصدرا توضيح مىدهد كه تعبير طبيعت مادى مربوط به حال حدوث شىء است ، اگر چه آن شىء بعداً مجرد گردد ، باز هم حركت در آن جريان دارد . با اين سخن مىتوان گفت كه در آخرت پس از مرگ هم حركت وجود دارد ؛ چه اين كه پس از مرگ ، جسم برزخى هست
هامش
( 1 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 75 و 37