ملاصدرا در چند موضع از اسفار چنين تعاريفى از جوهر ارائه داده است : الف - الموجود لا فى موضوع . ب - الماهية الموجوده لا فى موضوع . ج - الماهية إذا وجدت وجدت لا فى موضوع .
ملاصدرا سپس معتقد مىشود : تعريف اخير درست است و جوهر ، موجود يا ماهيت مقيّد به موجود نيست .
مقصود از « طبيعت » چيست ؟
تا اين جا ، مقصود از « حركت » ، « جوهر » و « طبايع مادى » دانسته شد ، اينك اشارهاى به معناى « طبيعت » مىكنيم . تعريفى از « طبيعت » در اسفار آمده كه شبيه آن در « شفا » نيز هست : « قوة يصدر عنها الفعل والتغيير على نهج واحد من غير ارادة ولا يخلو عنها جسم عندنا كما للحجر فى هبوطه وسكونه فى وسط الكل و معنى قولنا لا يخلو عنها جسم انه ما من جسم إلّاويوجد فيه قوة مباشرة لفعل ، بالحركة أو السكون على نهج واحد بلا شعور لها فى مرتبة وجوده الخاص » ؛ « 1 » پس در اين تعريف ، طبيعت ، قوهاى در جسم است كه مباشرت در فعل و عمل جسمانى دارد و در اين مرتبه از وجود خاص خود شعورى ندارد .
تهافت در كلام صدرا دربارهى حركت ، و وجه جمع آن
در جلد سوم اسفار ، جملات مختلفى در باب حركت آمده است كه در ظاهر با يك ديگر تهافت دارند . گاه اين گونه به دست مىآيد كه حركت ، واقعيت ندارد و امرى انتزاعى است . اگر حركت در جوهره
هامش
( 1 ) - اسفار ، ج 5 ، ص 249