ظاهر عبارت ، ذات كوهها را متحرك مىداند پس حركت جوهرى را اشاره دارد .
2 - « . . . بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ » « 1 » : « ولى آنها در آفرينش جديد ترديد دارند » .
خلق جديد در جوهر و در ذات آنهاست ، آنها دائماً در لباس تازهاى هستند .
3 - « يَوْمَ تُبَدُّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْض . . . » : « 2 » : « در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر مبدل مىشود » .
معمولًا اين آيه را تفسير مىكنند به اين كه در روز قيامت چون كوهها ريز مىشوند و درهها را پر مىكند « فَيَذَرُهَا قَاعاً صَفْصَفاً لَّا تَرَى فِيهَا عِوَجاً وَلَا أَمْتاً » « 3 » : « سپس زمين را صاف و هموار و بىآب و گياه رها مىسازد . . . به گونهاى كه در آن ، هيچ پستى و بلندى نمىبينى ! » با اين تفاسير ظاهر زمين يك تغييراتى پيدا مىكند ولى كلمه « تبدل » مفهوم ديگرى را مىرساند . مفهوم « تبدل » آن است كه زمين به گونهاى عوض مىشود كه غير از زمين گذشته خواهد بود . مرحوم صدرا تبدل را تغيير ذاتى و تبدل ماده به تجرد مثالى معنى مىكند . وى عقيده دارد كه سرزمين ماده طبيعت جسمانى به سرزمين برزخى مبدل مىشود و چون آن زمين ارتباط با زمين برزخى دارد و در حقيقت در باطن آن است « تبديل » صدق مىكند و گرنه ، اگر جدا باشد و هر يك موجودى جداگانه به شمار آيند ، تبديلى صورت نمىپذيرد . همانطور كه صورت برزخى ما به وسيله ملكات و اعمالى كه مولد ملكات و موجب تغيير در ذات است ، عوض مىشود .
هامش
( 1 ) - ق / 15
( 2 ) - ابراهيم / 48
( 3 ) - طه / 106 - 107