تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
از وحدت جلوه حق سخن مىگويد و « تعدد » ، « خلع » و « لبس » را نفى مىكند و استكمال را نظر دارد كه با وحدت سازگار است :
عكس روى تو چو در آينه جام افتاد * عارف از پرتو مىدر طمع خام افتاد حسن روى تو به يك جلوه كه در آينه كرد * اين همه نقش در آئينه « 1 » اوهام « 2 » افتاد اين همه عكس مى و نقش مخالف كه نمود يك * فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد جلوه‌اى كرد رخش روز ازل زير نقاب * عكسى از پرتو آن بر رخ افهام افتاد
اين اشعار ، گوياى اعتقاد وحدت جلوه است و وحدت جلوه هم با خلع و لبس و تعدد صور سازگار نيست . لازم به يادآورى است ، همانطور كه در آغاز گفتيم ، عرفا از حركت در جوهر به قاعده « تجدد امثال » تعبير مىكنند .

قرآن و حركت جوهرى

مرحوم صدرالمتألهين ، در جلد سوم اسفار ، شواهدى از متون وحى دال بر حركت در جوهر آورده است . در اين بخش ، بعضى از آيات قرانى را از نظر مىگذرانيم : 1 - « وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَاب » « 3 » : « كوه‌ها را مىبينى ، و آن‌ها را ساكن و جامد مىپندارى در حالى كه مانند ابر در حركتند » . در اين آيه ، تصريح شد كه كوه‌ها حركت مىكنند . و چون به حسب
هامش
( 1 ) - مقصود از آيينه ، مظهريت عالم خلق و عالم امكان است كه همه آن‌ها آينه جلوات الهىاند ( 2 ) - قوه واهمه كثرت را مىبيند و گرنه همه آن‌ها جلوه‌هاى آن اصل اند و حسن روى در آينه از متجلى جدا نيست . گرچه خود او هم نيست ( 3 ) - نمل / 88