به اين صورت عرضه داشتيم . البته ممكن است از مطالب ديگرى كه در لابهلاى بحثهاى اسفار است به عنوان برهان حركت جوهرى استفاده كرد و براهينى اضافه نمود .
اينك به مباحث ديگر كه از متفرعات بحث حركت جوهرى است مىپردازيم .
« حركت جوهرى » از كيست ؟
بدون شك ، مرحوم صدرالمتألهين از بزرگترين فيلسوفانى است كه حركت جوهرى را به طور مبسوط طرح كرده ، براى آن دلايل چندى اقامه نموده است .
ولى غير از او ، بعضى ديگر از فيلسوفان به نوعى به حركت جوهرى اشاره داشتهاند . اينك با توجه به مكتوبات موجود ، اشارهاى به آنها مىشود :
الف - شيخ الرئيس ابو على سينا
مرحوم صدرا ، در جلد سوم اسفار ، مطالبى را از تعليقات ابن سينا نقل مىكند . « 1 » ابن سينا مىگويد : « طبيعت فلك از حيث اين كه طبيعت فلك است « اين » طبيعى و « وضع » طبيعى را اقتضا مىكند ، نه اين كه مقتضى « اين » خاص و يا « وضع » خاص باشد ؛ چون در اين صورت ، قسر لازم مىآيد ( زيرا نقل از « اين » به « اين » ديگر و از « وضع » به « وضع » ديگر است يعنى طبيعت حافظ است نه اين كه تبدّل بخواهد ) ؛ ولى مىدانيم كه اين حركات قسرى نيست ، پس همه اينها
هامش
( 1 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 121