تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
يكى بسازد و باقى آن را ديگرى . چنان كه مىفرمايد : « انما يصحّ فى الصناعات الاختيارية الواقعة بالقصد والرويّة / سپردن به فاعل ديگر در صناعات اختيارى كه با قصد و فكر عمل مىشود صحيح است . . . » ج 4 ص 274 . پس تلخيص اين دليل چنين است : اگر در مراحل تكاملى انسان ( از تبدل نبات به حيوان و از حيوان به انسان ) كون و فساد مطرح باشد و حركت جوهرى متّصل در اين تبدلات نباشد ، لازمه‌اش اين است كه نفس كار تدبير بدن را به نفس ديگر واگذار كند . در اين صورت ، مانند واگذارى معلولى به علت ديگر خواهد بود ، در حالى كه معلول متقوم به علت است و نمىتوان آن را از علتش جدا نمود .

اشكال

ممكن است بگوييد مرحوم صدرالمتألهين در جاى ديگرى از اسفار خلاف اين مطلب را گفته است . « 1 » آن جا كه مىگويد : « . . . و اما عندنا ، فالى اوائل افق الحيوان ينتهى فعل الطبيعه والاكوان المحسوسة المادّية و من هناك يبتدىء فعل النفس والاكوان الخياليّة الصوريّة المجرّدة عن هذا العالم المادى : به عقيده ما ، تا ابتداى افق حيوانيت ، كار قواى فعّاله‌ى طبيعت و اكوان حسّى مادّه تمام مىشود و از اين مرحله به بعد ، فعل نفس و اكوان خيالى و برزخى و صورى مجرد آغاز مىشود » . از اين سخن ، مىتوان چنين استفاده كرد كه تبدل فواعل صورت مىگيرد و طبيعت كارش را به معادل خود يعنى نفس سپرده است !
هامش
( 1 ) - اسفار ، ج 5 ، ص 347