تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
خلاصه سخن آن كه : سه مطلب در دليل يازدهم مطرح شده است : 1 - قاعده امكان اشرف ؛ 2 - قاعده امكان اخس ؛ 3 - قاعده لكل مادةٍ مادة ولكل صورةٍ صورة . « 1 » خلاصه اين دليل اين مىشود كه شوق به كمال در طبيعت هر موجودى است و اين شوق ذاتى اوست و براى رسيدن به كمال بعدى است و حركت به كمال بعدى مقتضاى همان شوق ذاتى است و آن هم ذاتى است . و گفتيم كه منظور ذاتى وجود است نه ذاتى ماهيّت . دليل دوازدهم مطلب ديگرى هم در اين رابطه در جلد هشتم اسفار ، صفحه 345 مطرح شد كه تلخيص آن چنين است : اگر جوهر نفسانى انسان داراى حركت جوهرى نباشد لازمه‌اش اين است كه انسان دائماً در حالت ثبات و سكون در ذات خود باشد و فى المثل همواره در حدّ جسم مطلق يا جسم نامى بماند و با جسم نامى و حساس متحد الوجود باشد ، از طرفى نفس ناطقه ، مبدأ فصل انسان است . اگر در ذات انسان حركت جوهرى به وجود نيامده باشد لازم مىآيد كه نفس ، جسم باشد ؛ چون نفس در ابتداى وجود و از همان مرحله حيوانيت در اين موجود انسانى تحقق داشته است و در تعريف حيوان هم گفته‌اند : جسم نامى حساس . اگر نفس از اول وجود فرد انسانى تحقق دارد و
هامش
( 1 ) - اين مطلب روشن و بديهى است كه هر ماده‌اى ، داراى ماده پيشين بوده است و هر صورتى هم داراى صورت بعدى است . ماده‌ها آن قدر پيش مىروند تا به مادة المواد ختم مىشوند و صورت‌ها هم يكى پس از ديگرى ظهور مىكنند تا به فعليت محضه مىرسند كه در اين هنگام ، صورتى بعد از آن تصور ندارد