تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
است . همه اشياء و افراد براى رسيدن به مقام اعلايشان كار مىكنند . اگر پيامبران - كه انسان‌هاى كامل هستند - در ميان افراد پايين‌تر از خود به تبليغ مىپردازند ، فقط براى خدا و خير محض است . به بيان روشن‌تر : اگر آتش هيزم را مىسوزاند ، هدف اين نيست كه ماده را بسوزاند بلكه هدف تمكيل ذاتش است . ذات آتش اقتضاى سوزاندن مىكند و در حقيقت سوزاندن كمال آتش است . چنان كه « آب » كمالش خيس و تر كردن است . و اگر « نفس » تدبير بدن مىكند به خاطر كمالش است نه به خاطر بدن . لذا ، بايد براى « نفس » و ساير اشياء امكان وصول به غايت باشد و گرنه اين غريزه عبث خواهد بود . البته اين در ماديات و اما در ابداعيّات و مجردات امكان ذاتى وجود دارد ، چون آن‌ها استعداد ندارند ، از اول به كمال رسيده‌اند . تنها در عالم تكوين و طبيعت استعداد است و اگر قواسرى در عالم طبيعت مشاهده مىشود دايمى و اكثرى نيست و در نهايت به غايت مىرسند . با اين توضيح كه : درست است كه از خاك ، انسانى به وجود آمد و به جاى دست يا بى به كمال ، كافر شد ، و كافر به كمال نرسيده دوباره متحول مىشود ، و نفس كافر يا به قهاريت خدا مىرسد و يا به كمال خويش رسيده به رحمانيت خدا دست‌پيدامىكند . پس‌درنهايت اگر چه عذاب شود ، باز حركت به سمت تحقق‌مظهر قهاريت خداست . مرحوم صدرالمتألهين مطلب ديگرى هم بيان مىكند « 1 » وآن‌اين‌كه : « مجموعه عالم هستى يك واحد زنده است كه به يك‌ديگر متصل
هامش
( 1 ) - ر . ك . اسفار ، ج 5 ، ص 342