پنجمين راه حل پيشنهادى
به نظر ما توجه به دو نكته ، در اين مرحله از بحث لازم است .
نكته يكم : حركت عالم با بينش متجددات و ثابتات بر اساس تحليل ذهن ما انسانهاست . ما حركتها را با تعبير ( ديروز ) و ( امروز ) و ( فردا ) محاسبه مىكنيم ، ولى در ديدگاه علت مجرد كه به همهى عالم وجود احاطه دارد ، گذشته و حال و آينده ، معنى ندارد و چيزى به نام حدوث و تجدد در نظر گرفته نمىشود . همه چيز يك جا در نظر مجرد ، حاضر است . مثلًا در سفر معراج ، پيامبراكرم صلى الله عليه و آله از جبرئيل دربارهى فرشتهاى پرسيد كه او كيست و چه در دست دارد ؟ جبرئيل پاسخ داد :
او عزرائيل است و آنچه كه در دست دارد ، همهى دنياست .
اينك با توجه به اين كه همهى دنيا بقا ندارد ، مىگوئيم موجودات مجردى همچون فرشتگان مقرب بر آن احاطه دارند . در صورت احاطه ، زمان گذشته و حال و آينده يكى خواهد بود .
براى تقريب ذهن ، مثال ديگرى در كتابهاى فلسفى ذكر مىكنند :
فرض كنيد كسى داخل اتاقى نشسته كه از طريق پنجره به بيرون نگاه مىكند . در همين لحظه فرد ديگرى از بالاى بام ريسمانى رنگى را آويزان كرده است . در هر قسمت از آن ريسمان ، رنگ خاصى است .
آن كه از درون اتاق قسمتى از ريسمان را مىنگرد ، فقط قسمتى از رنگهاى آن را مىبيند ، ولى شخصى كه در بالاى بام قرار دارد همهى رنگهاى ريسمان را يك جا مىبيند .
بنابراين ، براى موجود مجرد زمان گذشته و حال معنى ندارد . به گفتهى مولوى :
لا مكانى كاندر آن نور خداست * ماضى و مستقبل و حالش كجاست ؟
پس نگرش موجودات در مقايسه با ذات بارى بر اساس تجدد