راه حل چهارم
مرحوم فيض كاشانى ، واسطهى بين ذاتبارى و عالم طبيعت را ، نفس مىداند . نفس ، داراى وجود دو لبه است : از يك جهت ذات مجرد دارد و از جهت ديگر جنبهى ماديت . در جنبهى ثبات به خدامربوط است و در جنبهى تجدد به عالم طبيعت برمىگردد . « 1 »
نقد و بررسى
اين نظريه هم تمام نيست ، چون نفس عبارت است از تعلق روح مجرد به بدن . جنبهى نفسانيت ، همان جنبهى تعلق روح مجرد به بدن است تعلق ، عمل روح است و يك فعل است . روح ، داراى ذات مجرد است و بدن ، مادى است . نفس همواره بعد از بدن است ، به اين معنى كه تابدن نباشد ، تعلق روح به بدن صورت نمىپذيرد . در كاربردهاى قرآنى هم داريم كه آدمى بعد از خلقت علقه و مضغه ، خلقتى ديگر يافته به جهان فوق طبيعت راه مىيابد . نفس هم گرچه تعلق مجرد است و در ذات خود مجرد است . ليكن مجرد تام نمىباشد و داراى تحولات و تجددات زيادى است كه از تحولات ماده طبيعى كمتر نيست و به قول مولوى :
موجهاى تند درياهاى روح * هست صد چندان كه بد طوفان نوح
بنابراين با توجيه از باب حركت چندان فرقى ندارد .
هامش
( 1 ) - ر . ك : اصول المعارف ، ص 158 و 159