تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
همراه معلول يا پيش از معلول است . پاسخ اشكال دوم : مىتوان از اين اشكال مرحوم صدرا نيز اين‌طور پاسخ داد : در مباحث پيشين روشن شد كه گرچه اجزا و حدود حركت ، بقا ندارد ، ولى به عنوان امر واحد مستمر و متصل ، داراى بقايى است و همانند يك خط ادامه دار ، به شمار مىرود . اشكال سوم : مرحوم صدرا اشكال سومى به نظريه‌ى حركت دورى فلك نموده مىگويد : از آن جا كه حركت دورى فلك ، امر بالفعلى نيست و بالقوه است ، بقايى ندارد تا گفته شود كه قديم است . براى حركت دو جهت : حدوث و قدم در نظر گرفته شد و گفته شد كه به خاطر جهت قدم ، معلول حق تعالى است و از نظر حدوث ، علت براى حادثات است . ولى بايد دانست كه بقا ندارد تا قدمتى داشته باشد . ولى پاسخ اين اشكال هم واضح است : گرچه تجدد و حدوث اجزاء عين ذات اجزاء مىباشد و به هيچ وجه بقا ندارد ، ولى چون امر متصل واحد است فعليت و بقاء دارد . هر ذره‌اى از آن را تا جدا نكرده‌ايم در كادر همان امر متصل واحد قرار دارد ، گرچه قابل تجزيه است ، ولى بالفعل و موجود مىباشد . مانند ( زمان ) كه امر متصل و پيوسته‌ايست . گرچه با قراردادى ، امروز از فردا جدا مىشود . ضمناً اين تجزيه اعتبارى مىباشد . علاوه برآن ، در صورت پذيرش اين مطلب كه در حركت ، جهت حدوث و تجدد وجود دارد و امر بالقوه است و بقا ندارد و نمىتواند علت بشود ، بايد پذيرفت كه پس حركت معلول قديم هم براى حق تعالى نخواهد بود ، چون چيزى نيست تا معلول قديم گردد .