رد پاسخ : به نظر مىرسد كه بيان استاد بزرگوارمان مرحوم علامه طباطبايى رحمه الله جاى نقد دارد . چون مرحوم صدر المتألهين و ديگران تصريح دارند كه ماهيت حركت و مشابه آن ، مانند زمان ، تجدد است .
مفهوم حركت ، همانند مفهوم تجدد و تغير مىباشد . علاوه برآن ، صدر المتألهين مىتواند اشكالش را بر وجود تعلقى حركت وارد كند و بگويد : وجود تبعى ، حدوث و قدمى مستقل از شىء و خارج از او ندارد .
ظاهراً بايد به نكتهى ديگرى در باب اين اشكال اشاره كرد و آن واقعيت دار بودن اصل حركت است . كلام صدرا در اين رابطه ، متهافت است ، گاهى حركت را - همچون راى ابن سينا - امر اعتبارى و غير واقعى مىداند ، و گاهى براى حركت اثبات واقعيت مىكند .
در بخش حركت توسطيه و قطعيه ، متذكر شديم كه ظاهرسخن صدرا در بعضى از مباحث ، واقعيت داشتن حركت توسطيه و در برخى ديگر ، واقعيت داشتن حركت قطعيه است . پس اشكال مهم بر مرحوم صدرا اين است كه ايشان دربارهى حركت كلماتى متهافت دارد . قول مختار ما آن بود كه حركت قطعيه واقعيت دارد و حركت توسطيه امرى انتزاعى بوده ، فقط به تبع منشأ انتزاعش از يك نوع واقعيت برخوردار است ، همچونسائر انتزاعيات .
اشكال دوم : اشكال ديگر مرحوم صدرا مبتنى بر اشكال نخست وارد نموده و آن اينكه : چون حركت امر بالقوه است ، نمىتواند براى حادث بعدى علت باشد ، زيرا علت بايد از حيث زمان ، همراه معلول و از حيث رتبه ، پيش از معلول باشد . حركت به عنوان امرى بالقوه ، به خاطر استمرار و سيلان ، لحظهاى بقا و فعليت ندارد ، تا گفته شود كه
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 188
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٨٨