آن را تحقق بخشد ، و همچنين پيش از آن ماده ، مادهى ديگر و هكذا . . .
با اين بيان ، مادهى عالم ، مادهى واحده است كه صور مختلف بر آن وارد مىشود . ما از بعد علمى تجربى ، اشياء را از يكديگر جدا و متباين مىبينيم ، ولى از بعد فلسفى و واقعى ، تباينى در كار نيست .
تعداد زيادى از موجودات در يك كادر معين و زير نفوذ يك مدبّر درمىآيند و چيزى بر آن مسلط بوده ، آن را احاطه كرده است . خداوند با يك سلطهى احاطى بر كل عالم احاطه دارد و از باب قيوميت كل ، همه را واجد است .
با اصل ارتباط - و به تعبير ديگر ، خويشاوندى موجودات عالم - مىتوان به اسرار معنوى عالم وجود پى برد . اين كه بعد از نزول جبرئيل بر پيامبر اسلام و بعثت آن حضرت ، همهى اجزاى زمين از كوه و دشت و دره و درخت و سنگ و . . . به آن حضرت سلام كردند و آن حضرت سلام و خضوع آنها را شنيده ، احساس مىكرد ، حاكى از ارتباط و خويشاوندى موجودات با يكديگر است . از اين رو ، به يك اصل مىرسيم كه : انسان در عالم وجود تنهانيست ، چون اولًا علت فاعلى به همراه انسان است و ثانياً جلوههاى عالم وجود با يكديگر در ارتباطند و همه ، جلوهى خالق يكتا مىباشند . جملهى ( ان معى ربى ) در كلام حضرت موسى ، به اين امر اشارت دارد : « قال اصحاب موسى انّا لمدركون ، قال كلا ان معى ربى سيهدين : اصحاب موسى گفتند ما را دستگير مىكنند ، موسى فرمود : هرگز ! خدايم با من است ! » . راستى چه ايمان قوىّ و چه وصل و ارتباطى ؟ ! كسى كه به اين درجه از درك معنوى رسيده باشد يكپارچگى و پيوستگى عالم را به خوبى درك مىكند .
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٧٧