معناى ذات است . ذات مستقلى در عالم جز ذات خدا وجود ندارد و ديگر وجودها فرع بر ذات اويند . و جملهى شريف « يا من لا ذات الا ذاته » و « يا من لا هو إلّاهو » در برخى دعاها به همين معناست .
در تعابير قرآنى ، ذات الهى ، مقصد و منتهاى عالم وجود تلقى شده است : ( . . والى اللَّه المصير ) ( نور / 42 9 ، ( انا لله وانا ليه راجعون ) ( بقره / 156 ) ، ( اليه مآب ) ( رعد / 36 ) ، ( اليه متاب ) ( رعد / 30 ) ، ( الى اللَّه مرجعكم جميعاً ) ( مائده / 48 ) .
براى رسيدن به اين مقصود ، انسان باب الأبواب به شمار مىرود .
جمادات از طريق رسيدن به نباتات و سپس حيوانات حركات طبيعى را ادامه مىدهند . در حيوانات ، اراده ، شعور و حركات در حدّ تخيل وجود دارد ، ولى حركات و ادراكات عقلانى از انسان شروع مىشود و سپس به تدريج ادامه يافته ، به جايى مىرسد كه به انسان خطاب مىشود : « يابن آدم خلقت الأشياء لأجلك وخلقتك لأجلى » : « اى آدمىزاد همه چيز را براى تو آفريديم ولى تو را براى خودم آفريدم ! » . انسان با پاكى نفس ، به پاكى مطلق مىرسد و وصل به ذات احديت خواهد شد : « عبدى اطعنى حتى اجعلك مثلى » : « اى بندهى من مطيع من باش تا نمونهى من شوى ! » .
در اين راستا طريق رسيدن به غايت ، راه دل است . وجود آدمى به گونهاى خلق شده است كه در صورت پيمودن راههاى تزكيه نفس ، به راحتى به علت غايى وجودش - كه رسيدن به ذات احديت باشد - دست مىيابد . راه دل ، مقصدى را مىطلبد كه از جلوههاى عالم طبيعت و موجودات مادى بيرون است . چه اين كه ، بايد از اينها دل برداشت و به سراغ دلبرى رفت كه جاودانى باشد .
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٧٤