دارند و در حقيقت بىحركتى آنها نسبت به پايينترها كمال تلقى مىشود .
خلاصه سخن آن كه : اگر كسى در مراحل عشق به خدا و كمالات نفسانى يك درجه از ديگران بالاتر باشد ، در ردهى غايت خلقت قرار گرفته ، پايينترها بايد نسبت به او احترام كنند . مثلًا در تعبير شيعى ، همهى ما به خاطر امام زمان عليه السلام زندهايم ، ولى درجات هر يك از ما نسبت به ديگرى متغير است . ولىّ مخفى ، كه از همه كس به امام زمان نزديكتر است ، در همين جامعه زندگى مىكند و كسى هم او را نمىشناسد بر ما منت دارد . همچنين ديگر اولياى باطنى و ظاهرى .
غايت خلقت در روايات
در برخى از روايات ، پيامبر و اهل بيت عليهم السلام ، به عنوان هدف خلقت معرفى شدهاند . در روايتى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود : « اول ما خلق اللَّه نورى » . « 1 »
مقصود از اين كه اولين مخلوق ، نور پيامبر صلى الله عليه و آله است ، آن است كه :
آنچه از خدا صادر شده ، وجود منبسط است . از خداى واحد ، موجود واحد صادر شد كه اول و دوم ندارد . اين وجود منبسط كه تعبير ديگرى از وجود انبساطى ظلى است ، داراى درجات تشكيكى است كه درجهى اقرب به خدا ، نور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است . همين وجود منبسط كه از نظر درجه اقرب است ، غايت اولى هم است يعنى آنچه كه در قوس نزولى مقدم است ، در قوس صعود مؤخر و غايت
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 1 ، ص 103