نتيجه ملكات هم ذات را عوض مىكنند .
ناگفته نماند كه افراد انسان هر كدام داراى ذاتىاند كه حركت يكى ، در ذات ديگرى مستقيماً اثرى ندارد . در عين حال بايد به دو نكته توجه داشت :
يكى آن كه اعمال انسانها به نوعى در يكديگر مؤثر و به هم پيوستهاند . زندگى انفرادى هر فرد به نوعى به جامعهى انسانى ارتباط دارد و براى تأمين نيازهاى فردى هم ، بايد از طريق ديگر افراد جامعه اقدام گردد . از اينرو ، گفتهاند : به خاطر پيوستگى اعمال انسانها در جامعه ، وظيفهى امر به معروف و نهى از منكر ، وظيفهى همگانى است . چه ، اين كه عمل فرد در جامعه اثرمى گذارد و جامعه نيز در اعمال انفرادى افراد مؤثر خواهد بود . نكتهى ديگر آن كه : خلقت انسان بيهوده نيست ، و خداوند حكيم ، هدفى در خلقت انسان و عالم هستى داشته است . در اين كه هدف از خلقت انسان چيست ؟ چند نظر وجود دارد . « 1 » به نظر مىرسد ، مهمترين هدف تهذيب اخلاق فردى و به تعبير ديگر ، صفاى روح و نفس آدمى است ، تا انسان به كمال لا يتناهى پيوند خورد و به حضرت حق ( و به تعبير قرآن :
لقاءاللَّه ) وصل گردد . روح انسان از خداوند صادر شده تا الگوى وجود آدمى گردد . يعنى بعد از تكامل ، به كمال مطلق وصل مىشود . البته انسانها در رسيدن به اين مقام و منزلت ، هر كدام درجهاى دارند . هر كس كه بعد مادى خويش را رها كرده ، به بعد الهى و روحانى روى آورد ، در دستيابى به آن كمال موفقتر است .
هامش
( 1 ) - مجموع اين نظريات در كتاب ( خدادر نهج البلاغه ) ، نوشته اينجانب ، جمعآورى شده است