تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
از طرف ديگر ، انسان در آفرينش ، به عنوان يك ( موجود ) واحد قلمداد شده است . تعبير قرآنى چنين است : « انى خالق بشراً » و « انى جاعل فى الارض خليفه » . گرچه ( خليفه الهى ) شخص معصوم عليهم السلام مىباشد ، ولى معصوم هم از ميان همين انسانهاست . فرشتگان در اعتراض نگفتند كه چرا خليفه خلق مىكنى ؟ ! بلكه با توجه به دو بعدى بودن انسان و اين كه بعد مادى موجب فساد و تباهى است ، گفتند : اين موجود در زمين فساد راه خواند انداخت : « قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها » . مقصود از خلقت انسان ، آن بودكه خليفه‌ى الهى گردد و اين خليفه هم از ( زمين ) باشد كه بر اثر حركت و تكامل به مقام والاى خليفه اللهى برسد . با اين ديدگاه ، انسان در مجموعه‌ى عالم هستى موجود واحد است كه داراى حركت واحد هم مىباشد . براين اساس ، هر حركتى در انسان مقدمه‌ى حركت ديگر مىشود . لذا حركت اعمالى انسان مقدمه‌ى ملكات ، و ملكات هم مقدمه‌ى ذات خواهند شد ! و ذوات گرچه از يكديگر تأثير و تأثر دارند و بدين ترتيب ، با كسب هر درجه‌اى ، قرابت به غرض اصلى خلقت حاصل مىگردد و بر اين مبنى علت غائى خلقت در انسان ، نتيجه‌ى حركت اعلا خواهد بود . در نتيجه ، هر حركت قبلى و درجه‌ى پايين‌تر ، مقدمه‌ى حركت بعدى و درجه‌ى بالاتر خواهد بود . با ترسيم دقيق و درست اين نكات ، به اين مسأله پى مىبريم كه : كفار به ميمنت وجود اولياى خدا زنده‌اند و مؤمنان به ميمنت وجود مبارك معصومان . در حركت به سوى غايت و علت غايى در خلقت انسان كه لقاءاللَّه است ، هر يك از انسانها در درجه بندى اين حركت ،