تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
الوجود و يا مقدار بقاء الوجود ، البته چنين تصويرى را طبق نظر برخى عرفا مىتوان درباره‌ى خدا هم ارائه داد . يعنى براى خداوند ظرف وجودى مانند سرمد در نظر گرفت و همان را زمان او دانست ، ولى در باب زمان گفته‌اند : لازمه‌ى ذات است نه محيط به ذات . اين توجيه با آنچه كه ما درباره‌ى زمان مىدانيم ، سنخيت ندارد . ماگفته‌ايم كه در زمان قبليت و بعديت غير مجامع است كه درباره‌ى ذات بارى تعالى متصور نيست ولى به هر حال گفتن اين‌كه خدا هم زمان دارد ، به اين معنى و اصطلاح ( مانند سرمد ) چندان هم باطل نيست كه بعضى انديشمندان معاصر آن را ( با تعبير تند ) مزخرف حساب نموده‌اند . طبق نظريه‌ى فلسفى درباره‌ى حقيققت زمان و نيز مباحث مربوط به منشأ انتزاع زمان ، و مسأله آغاز زمان و نسبيت آن ، نكاتى را به طور گذرا ذكر كرديم .

اتصال و استمرار حركت

نكته‌ى ديگرى كه در اين باب بايد اشاره شود . پيوستگى و استمرار حركت است . حركت امرى متصل و مستمر است و لازمه‌ى اين اتصال و استمرار آن است كه هر درجه‌اى از آن مقدمه‌ى درجه‌ى بعدى باشد . و هدف حركت ، همان درجه‌ى آخرى خواهد بود كه حركت به سكون مىرسد . پيش از اين گفتيم كه حركت جوهرى در اعمال انسان اثر مىگذارد و اعمالى كه انسان انجام مىدهد ، به منزله‌ى علت براى تغيير ذات است . در حقيقت اعمال انسان در مسير حركت ، براى تحول ذات ، حركت مقدماتى به حساب مىآيد و مايه‌ى تغيير ملكات گشته و در