روايات دينى آن است كه مىتواند براى ما مبناى تئورى و فرضيههاى علمى باشد ) . طبق متون مذهبى ما ميان همهى موجودات رابطه و نيز حركت وجود دارد : « وَإِن مِن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِن لَّاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » « 1 » .
گفتيم كه طبق مبناى صدر المتألهين ، قبليت و بعديت زمان بالذات نيست ، بلكه مربوط به حركت در جوهر است . و دانسته شد كه حركات انواعى دارند كه به آسانى نمىتوان آنها را شمارش كرد . زمان حقيقى كه به حركت عمومى جوهر مادهى عالم ، مرتبط است ، قابل اندازهگيرى نيست ، چون اندازهى حركت مادهى عالم كه زمان فرع آن است ، معلوم نيست . از اين رو ناچاريم بر يك زمانى توافق كنيم . بر اين اساس ، مسأله پيرى و جوانى و . . . ارتباطى به زمان قرار دادى شب و روز ندارد . ما توافق كردهايم كه زندگى را با حركت شب و روز تطبيق دهيم ، وگر نه پيرى و جوانى به حركات مادهى عمومى و خصوص مادهى بدن و اخص مادهى هر عضو مرتبط اند . و نيز صور حاصله در افراد با يكديگر تفاوت دارد ، همان گونه كه روحيات افراد متفاوت است ، در مادهى آنان هم تفاوت وجود دارد . مثلًا دو نفركه به حسب زمان قرار دادى حركت زمين در يك زمان متولد شدهاند ، ممكن است كه به حسب ظرفيت تحمل ياختهها و ظرفيت تحمل روح و نفس يكى از آن دو 70 ساله و ديگرى 30 ساله به نظر آيد . اين قضيه غير از زمان توافقى است .
آغاز زمان
نكتهى ديگر كه در باب زمان مطرح است ، مسأله آغاز و حدوث
هامش
( 1 ) - اسراء / 44