مىداند . وى در اين باره مىنويسد : « . . . الامر الخارجى في الخارج امر غير منقسم وهو مطابق للحركه بمعنى الكون في الوسط ، تفعل الحركه بمعنى القطع ، فكذالك ذلك الامر الغير المنقسم يفعل بسيلانه الزمان وكما ان الحركه بمعنى القطع لا وجود لها فى الاعيان فالزمان هو امر ممتد منقسم لا وجود له في الاعيان أيضاً : امرى خارجى كه در خارج تقسيم ندارد و مطابق حركت توسطيه است كه حركت قطعيه را درست مىكند ، همچنين آن امر خارجى با تدريج و سيلان خود زمان را مىسازد و همانطور كه حركت قطعيه وجود خارجى ندارد ، زمان نيز امر ممتد قابل قسمت است كه وجود خارجى عينى ندارد » . « 1 »
من از عبارات فخر اينطور فهميدم كه زمان در خارج وجود دارد ، ليكن انقسام خارجى ندارد و از يك امر خارجى غير منقسم انتزاع مىگردد همانطور كه توسطيه را از قطعيه مىگيريم .
حقيقت زمان
زمان با مفهوم عرفىاش براى همه واضح است ، ولى در علوم مختلف و اصطلاحات گوناگون ، نظرياتى دربارهى زمان ابراز شده است كه حاكى از اختلاف نظر در حقيقت زمان است . اينك فشردهاى از اين مباحث را ذكر مىكنيم :
الف - زمان در علوم تجربى : در علوم تجربى تا عصر نيوتن سخن از 5 مسأله بود كه با يكديگر مرتبط بودند : حركت ، انرژى ، جرم ، سرعت و زمان . دانشمندان ميان حركت و سرعت و انرژى نسبيت
هامش
( 1 ) - المباحث المشرقية ، ص 649