زمان در اصطلاح فلسفى به معناى گوناگون تعريف شده است .
مانند : موجود به وجود وهمى ، فلك الافلاك ، مطلق حركت ، حركت فلك الافلاك ، مقدار حركت و متقوم به آن ، آنات متتاليه و يا متلاقيه ، مقدار وجود ، ذات واجب الوجود و يا نسبت متغير به متغير . « 1 »
هر يك از معانى مذكور قائل و يا قائلانى دارد و طبق مبانى مختلف فلسفى ، مورد بحث قرار گرفتهاند .
واقعيت يا وهميت زمان
در وجود و يا عدم وجود زمان ، اقوالى ميان فلاسفه مطرح شده است . قائلان به وجود زمان استدلال مىكنند كه با درك زمان است كه آدمى كارهايش را تطبيق مىكند ، مفاهيمى را بر اساس زمان به كار مىبرد ، سرعت و بطأ ، و يا قبل و بعد غير مجامع ، با مقياس زمان سنجيده مىشود و اگر زمان امر واقعيت دار نباشد ، سنجشها نادرست خواهد بود و بالطبع بسيارى از امور بديهى كه قابل تشكيك نيست مورد ترديد قرار خواهند گرفت .
عدهاى بر آنند كه زمان امر وهمى است و واقعيت ندارد . پيش از اين ، به قول متكلمان در اين مورد اشاره شد .
قائلان به واقعى بودن امر زمان ، در اين كه آيا زمان واقعيت خارجى اصيل است يا واقعيت خارجى اعتبارى و انتزاعى ، اختلاف نظر دارند . فخررازى ، در عباراتى معقّد ظاهراً زمان را به حركت توسطيه تشبيه كرده ، آن را امر وجودى در خارج و غير قابل تقسيم
هامش
( 1 ) - فرهنگ معارف اسلامى ، دكتر سعيد جعفر سجادى ، ج 2 ، ص 959