حل مسأله حدوث زمانى عالم
خلاصه سخن آن كه : قائلان به حدوث زمانى عالم و يا قدم زمانى عالم بايد تبيين كنند كه مقصود از زمان چيست ؟ از طرف ديگر ، گفته مىشود كه در شرايع و اديان آسمانى بر حدوث عالم تأكيد شده است و به تعبير مرحوم صدر المتألهين : « القول بحدوث العالم مجمع عليه بين الانبياء عليهم السلام والحكماء » « 1 » در اين صورت ، حدوث زمانى عالم را چگونه حل كنيم ؟ !
در مكتب صدر المتألهين حل مسألهى حدوث زمانى عالم واضح است . عالم ، حادث به حدوث زمانى بالذات است يعنى زمانيت آن بالذات است .
حركت در ذات عالم است و عالم لحظهاى بقا ندارد . و ذات حركت هم ، انقضا و تصرم و تجدد دارد . حدوث عالم هم به اين معناست كه همه عالم ، حركت است و حدوث عالم بر مبناى حركت جوهرى در ذات عالم است و هيچ چيز هم در عالم بقا ندارد و هر چه به عقب برگرديم ، تصرم و تجدد را مىبينيم .
البته بايد توجه داشت كه مادهى اوليّه عالم بر اساس قول به فياضيت و واجب الصفات بودن خداوند متعال ، ازلى است و اگر در آن ، نقصى باشد از ناحيهى فاعل نخواهد بود بلكه از ناحيهى قابل متصور است .
از طرفى هم طبق براهين فلسفى ، همهى موجودات عالم داراى يك مادهاند ، اين مادهى واحد قبل از خود ، مادهى ديگرى ندارد
هامش
( 1 ) - اسفار ، ج 5 ، ص 205