متون مذهبى نيز شواهدى دارد چنانچه مرحوم صدوق در كتاب توحيد خويش از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه در جواب زنديق فرمود : اليس ينبغى لك ان تعلم انّ الواحد لا يقال له اكثر من فعل . . . : آيا نبايد بفهمى كه يك واحد بسيط ، بيش از يك فعل ندارد ؟ ! و بنابراين حتماً بايد بين خداوند كه بسيط من جميع الجهات است و عالم طبيعت كه متفرقات و متبائنات هستند واسطهاى باشد كه در بررسى نصوص دينى آن را بر نور پيامبر و اهل بيت عليهم السلام تطبيق مىدهيم .
ثانياً ، شايد بتوان گفت وى در بحث ولايت اهل بيت عليهم السلام قاصر است نه مقصر ، بسيارى از علماى اهل سنت چنين بودند . و احياناً درمىيافتند كه راهشان اشتباه است و مستبصر مىشدند اين افراد قاصرند و مىتوان بعضى از ضعفاى آنان را چنين توجيه نمود .
آثار حركت جوهرى
براى حركت جوهرى آثار متعددى ذكر كردهاند كه ما به بيان بعضى از آنها مىپردازيم :
الف - حركت جوهر و اثبات صانع : يكى از راههاى اثبات صانع نزد متكلمان و فلاسفه ، حركت است . پيش از صدر المتألهين ، مباحث حركت در ارتباط با عوارض مطرح مىشد ، و سخنى از حركت در متن ذات نبود . با توجه به مسأله حركت در جوهر ، ذات ثابتى نخواهد بود و هر آن حدوثى تحقق مىپذيرد : ( كل يوم هو فى شأن ) . پس سخن از يك حركت عارضى نيست كه آن را چگونه به محرك ثابت ارتباط دهيم . بلكه حركت در همه عالم وجود جريان دارد و هر آن از سوى خداوند كار جديد و حدوثى صورت مىگيرد . در حقيقت بايد گفت حركت يك وجود ضعيفى بين وجود و عدم و يا بين قوه و فعل است .