تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
البته بديهى است كه مودت به اقرباى پيامبر صلى الله عليه و آله غير از مساله خلافت است . اهل سنت مودّت را قبول دارند ، ولى خلافت را كه حق واقعى و مسلّم اهل بيت عليهم السلام است رد مىكنند . البته وى اسامى دوازده امام را هم ذكر كرده است ولى نه به عنوان خلافت و امامت ، بلكه جهت روايت منقول از پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود : ( الائمه بعدى اثنا عشر . . . ) و آن هم درباره‌ى امامت باطنى و ولايت اقطابى ! 5 - علاوه بر آنچه كه گفته شد ، محى الدين مطالب و مفاهيم بلند عرفانى بسيار دارد كه بعد از وى عرفا از آن‌ها بهره‌ى زيادى برده‌اند . شنيدم كه در مصر ، هشتاد جلد تفسير بر فتوحات نوشته‌اند . ما احتمال مىدهيم كه چون محى الدين در اندلس ( اسپانيا ) مىزيست ، از روايات پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام از طريق شيعه ، اطلاع كافى و دقيق نداشته است . آنچه را كه وى ذكر كرده ، برگرفته از كتاب‌هاى اهل تسنن است كه در جمع آنان بوده است . وى به لياقت و شايستگى اهل بيت عليهم السلام براى امامت اعتقاد دارد ولى مىگويد : مردم جمع شدند و مثلًا فلانى را به عنوان خليفه انتخاب كردند . شبيه حرفهايى كه ابن ابى الحديد و ديگران دارند . اينك جاى اين سؤال است كه با وجود بعضى از انحرافات اعتقادى محى الدين چگونه وى به مفاهيم بلند توحيدى دست يافته است ؟ در پاسخ بايد دانست كه : اولًا او از نظر علمى هم اشتباهاتى دارد . مثلًا بعضى از مسائل فلسفى را به خوبى در نيافته است . مثلًا : قانون ( الواحد لا يصدر عنه إلّاالواحد ) را به شدت رد مىكند . با آن كه ما در فلسفه قانون ( الواحد ) را به درستى درك مىكنيم ، چنان كه در
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 137 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي