خداوند همه چيز را به مؤمن اجازه داده جز ذليل كردن خود را ) ! « 1 »
در فتوحات ، ملامتيه به عنوان بالاترين ( رجال مطلع ( دانسته شدهاند ) . « 2 » ( اصطلاح رجال مطلع ، نوعى از درجات و مقامات در عرفان است ) . در فتوحات اين جملهى مولى الموحدين عليه السلام را به ابى بكر نسبت مىدهد : ما رايت شيئاًالا و رايت اللَّه قبله . « 3 »
نكاتى كه آورديم ، برخى از دهها نكات منفى در كلام محى الدين عربى است . هر چند سخنان زيبا و جنبههاى مثبت نيز در نوشتههاى وى ديده مىشود كه بعضى از آنها را مىآوريم :
1 - در فصوص ، و نيز در اجوبهى محى الدين به امام محمد بن على ترمذى آمده است كه ، ولايت دو گونه است : يكى ولايت كليه الهيه ( كه مخصوص خداوند است ) و ديگرى ولايت محمديه صلى الله عليه و آله . در توضيح اين قسمت ، ضمن يادآورى ديدارش با امام زمان عليه السلام مىگويد :
« و اما ختم الولايه المحمديه فهو لرجل من العرب ، اكرمها اصلا وبدء ، فهو فى زماننا اليوم موجود ، عرفت به سنه خمس وتسعين و خمس مائه ورأيت العلامه التى فد اخفى الحق فيه عن عيون عباده وكشفها لى بمدينه فاس ، حتى رايت ختم الولايه منه وهى الولايه الخاصه لا يعلمه كثير من الناس . قد ابتليه اللَّه باهل الانكار عليه . . . « 4 » : و اما ختم ولايت محمدى ، براى مردى از عرب است كه از نظر حسب و نسب بهترين مردم است .
او در زمان ما زنده است . من در سال 595 هجرى وى را شناختم . و نشانهاى را كه خداوند از چشم بندگانش مخفى كرده است ديدم و
هامش
( 1 ) - مشكوة الانوار ، ص 245
( 2 ) - فتوحات مكيه ، ج 1 ، ص 188 ، 201 ، 206 ، 242 و . .
( 3 ) - همان ، ج 1 ، ص 415
( 4 ) - فصوص الحكم ، ص 111