تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
خداوند آن نشانه را براى من در شهر فاس آشكار نمود . حتى مهر ختم ولايت او را ديدم و اين ولايت ، هان ولايت خاصه‌اى است كه بيشتر مردم اطلاعى از آن ندارند . خداوند او را مبتلا به اهل انكار ساخت . . . » ناگفته نماند كه اين سخن به روش اعتقادات شيعه است ، ليكن دليل بر تشيع او نيست ، زيرا منظورش ولايت باطنى است . آن‌ها به اقطاب اعتقاد دارندو مىگويند كه در هر زمانى بايد يك قطب ، دو امام ، چهار اوتاد ، هفت ابدال ، دوازده نقيب ، و هشت نجيب ، و نيز حواريون ، وجود داشته باشند . بر اين اساس ، آن‌ها امام زمان ارواحنا فداه را قطب مىدانند . و ولايت باطنى را به چنين فردى كه ( اكرم العرب اصلًا و بدءً ) باشد ، مىسپارند ، نه اين كه پس از پيامبر ، على عليه السلام و اولاد آن حضرت را خليفه‌ى بلافصل بدانند ( به حسب جعل خلافت ظاهرى ) . 2 - با آن كه اكثر اهل سنت عصمت را در انبيا لازم نمىدانند ، محى الدين در فتوحات از معصومين عليهم السلام ياد مىكند . « 1 » و به عصمت برخى از برگزيدگان خدا اعتقاد دارد . 3 - در فتوحات ضمن ايراد و نقص بر صوفيه و حمله به بعضى از كارهاى آنان ، مانند : شركت درمجالس رقص و آواز مىگويد : ( به آنان بگوييد كه اگر با آواز خوانى و شنيدن به وصل مىرسيد ، از ناحيه چه چيز است ؟ اگر اين وصل در اثر معناست ، معناى آيات قرآن بهتر و بيش از شعرى است كه شمادر اين مجالس مىخوانيد ، پس چرا با خواندن آيات قرآن به وصل نمىرسيد ؟ ) « 2 » 4 - در فتوحات ، لزوم ( مودت ذوى القربى ) را يادآورى مىكند . « 3 »
هامش
( 1 ) - همان ، ج 1 ، ص 197 ( 2 ) - همان ، ج 1 ، ص 210 ( 3 ) - همان ، ج 1 ، ص 197