عمرى المقام است ) « 1 » يعنى مانند عمر به مقامى و الا دست مىيابد .
10 - و نيز در فتوحات مىنويسد : ( فلان مقام عرفانى ، مقام ابوبكر است ) . آيا به راستى محيىالدين نمىداند كه آزار دهندگان فاطمه زهرا عليها السلام مغضوب خدا هستند ؟ !
11 - در مذمت شيعه مىنويسد : ( علامت تشيع در مكاشفهاى كه بر ما و ديگران جلوه كرد ، صورت خوك است . ) « 2 » يعنى باطن شيعه ، خوك است ! ! زهى ادعاء دروغ ! و زهى بىشرفى ! !
12 - روش بحث محىالدين ، روش اهل سنت است . ( بعضى از بزرگان در حوزه علميه قم گفتهاند كه كلمات محى الدين به روش شيعه است . گويا آنها فقط مسائل خالص عرفانى وى را ديدهاند ، مسائل ديگرى در نوشتههاى ايشان مطرح است كه برگرفته از اهل سنت است ) . مثلًا مىگويد : ( روز عاشورا روز عيد بزرگ اسلامى و روز با بركتى است ) . « 3 » بسيارى از اهل سنت به اين قول معتقدند و روزهى روز عاشورا را مستحب مىدانند . در بيان فلسفه و حكمت احكام شرعى فقهى ، در ج سوم و چهارم فتوحات ، همه جا احكام فقهى را طبق فتاواى اهل سنت بيان مىكند ! !
13 - محى الدين از ملامتيهى صوفيه تعريف و تمجيد مىكند .
( ملامتيه ، صوفيانى هستند كه مرتكب اعمال خلاف ظاهر شرع مىشوند تا خود را از وجههى اجتماعى و موقعيت عرفى دور كنند . ) اين روش مسلماً بر خلاف شيعه است . در روايات ما هم آمده است :
( ان اللَّه - تبارك و تعالى - فوّض الى المؤمن كل شىء الا اذلاله نفسه :
هامش
( 1 ) - همان ، ص 284
( 2 ) - ايضاً ، ج 2 ، ص 8
( 3 ) - فتوحات ، ج 1 ، ص 208