بقاى مدبّرش است ، يعنى عقل مدبر بقا دارد ، پس موضوع عوض نشده است . صدرالمتألهين هم بر اين گفتار ابن سينا تكيه كرده و معتقد است كه مىتوان اشكال بر حركت جوهرى را با همين توجيهات رفع نمود « 1 » و در نتيجه زير بناى اشكالهاى ابن سينا متزلزل شده و از بين مىرود .
با بيانى كه ارائه شد ، اشكال در « حركت در كم » هم كه مربوط به حركت عارضى است نه جوهرى حل خواهد شد . ابن سينا اشكالى را در مسأله رشد درخت ( كه يك حركت كمّى است ) مطرح مىكند . وى معتقد است كه در مسأله رشد درخت ، اگر شاخهاى از يك متر به دو متر رشد كرده باشد ، شاخهاى كه يك متر بوده ، دو متر نشده است ، بلكه يك متر ديگر به آن شاخه يك مترى افزوده شد است . « 2 » در اين صورت ، حركت در كم تحقق نيافته است ؛ چون موضوع دوتاست .
در ارتباط با اين اشكال ، جواب داده شده كه موضوع ، همان جسم « مع كمّ ما » ( يعنى با كمّ غير خاص و غير معين ) است . يعنى اصل شاخه با صورت مبهمه متحرك است و حركت در صور معينه دارد .
شيخ الرئيس نتوانست به خوبى مسألهى حركت در كم را تبيين كند و لذا در پاسخ به اين پرسش كه : موضوع ثابت در نبات و حيوان چيست ؟ مىگويد : ( درست نمىدانم ) « اگر توانستم پاسخ آن را بعداً مىدهم » . « 3 »
در پاسخ ديگر اشكال عدم بقاء موضوع كه از راه بقاء مدبّر طبيعت ، يعنى عقل توضيح داديم ، بايد بگوييم كه در حيوان موضوع
هامش
( 1 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 88 - 89
( 2 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 90
( 3 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 90 و 92