زياد شده است ؟ چطور يك شىء در ذاتش هم جسم است و هر مجرّد ؟ اين اشكال لازمهى قول به جسمانى الحدوث و روحانى البقا بودن نفس است . يك ذات كه جسم است با حفظ جسميت قبلى به حركت استكمالى خود ادامه مىدهد تا « روح » گردد . آيا اين ، جمع متقابلان نيست ؟ !
اگر اين اشكال پذيرفته شود ، در مجموع ، سه اشكال از عبارت ابن سينا وارد شده است :
1 - عدم وجود موضوع واحد .
2 - محصور بىنهايت بين حاصرين .
3 - تبديل يك حقيقت به حقايق مختلف . « 1 »
پاسخ صدرالمتألهين به اشكالهاى ابن سينا
مرحوم صدرالمتألهين به اشكال عدم بقاى موضوع در حركت جوهرى چنين پاسخ گفته است :
در حركت جوهرى ماده وجود دارد . ماده با يك صورت مبهم ( نه صورت خاصه ) وجود دارد . وقتى مادّه « مع صورةٍ مّا وكيفٍ مّا وكم مّا وعرضٍ مّا » وجود داشته باشد ، موضوع هم بقا دارد . و از طرف ديگر مسألهى بقا ذات از باب وحدت امر متصل ، حلّ است . و چون وحدت اتصالى وجود دارد ( كه به منزلهى وحدت شخصى است ) ، ذات همان ذات است و وجود خواهد داشت . « 2 »
هامش
( 1 ) - مرحوم آقاى راشد و به پيروى از ايشان ، آقاى دكتر سروش در كتاب « نهاد ناآرام جهان » فقط به ذكر يك اشكال پرداختند و از دو اشكال ديگر غفلت نمودند
( 2 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 84 - 88