همه چيز است . مرحوم صدرا در اسفار به اين شعر اشاره دارد :
كلّ ما فى الكون وهم او خيال * او عكوس فى المرايا أو ظلال « 1 »
مقصود عارفان از خيالى و وهمى بودن آن است كه چون عالم شعاع حضرت حق است ، پس استقلال ندارد . بنابراين ، سخنان عرفا با بحث ما و درك فلسفى از حركت جوهرى منافات ندارد .
دلايل مخالفان حركت جوهرى و پاسخ آن
با ذكر مطلب پيشين ، حركت جوهرى و ادلهى آن را بيان كرديم .
اينك به بيان دلايل مخالفان حركت جوهرى و پاسخ آن مىپردازيم .
بعضى از دلايلى كه مخالفان حركت جوهرى اقامه كردهاند عبارت است از :
1 - انقلاب ماهيت
لازمهى پذيرفتن حركت جوهرى ، انقلاب ماهيت است ؛ زيرا وقتى جوهر حركت كند ، از جوهريت خود خارج شده و تبديل به جوهر ديگر مىشود و اين همان انقلاب ماهيت است . و در آن صورت ديگر آن شىء قبلى نخواهد بود .
2 - عدم بقاى موضوع
اگر حركت در ذات جريان داشته باشد ، ذات تغيير مىكند و هرگاه ذاتى به ذات ديگر تبديل گردد ، آن ذات كه موضوع است ، بقا ندارد تا حركت در وى جريان يابد . پس در حقيقت براى اين حركت ، موضوع ثابتى نيست و اين چيز ديگرى خواهد بود .
هامش
( 1 ) - اسفار ، ج 1 ، ص 47