حركت در جوهر شده است ، مطالبى ديده مىشود كه نيازمند استدلال و توضيح بيشتر است و شايسته بود نويسنده محترم در كنار طرح مدعا ، به اقامه برهان هم مىپرداخت . « 1 »
واقعى بودن « حركت » و « سكون »
مباحث حركت جوهرى آنگاه ثمر بخش است كه واقعى باشند ، نه ذهنى . مرحوم صدرالمتألهين حركت جوهرى را امرى واقعى دانسته است و سكون را نيز كه ديگران معمولًا امر عدمى مىدانند ، وجودى دانسته و مىنويسد : « السكون هو الحصول المستمر : سكون يك وجود مستمر مىباشد » . « 2 »
بعضى از فلاسفه سكون را عدم محض يا عدم ملكه « / عدم الحركة عما من شأنه الحركة : حركت نكردن چيزى كه شايسته حركت است . » دانستهاند ولى وى سكون را حصول مستمر مىداند . و در جاى ديگر چنين تصريح دارد : « السكون امّا وجودى وامّا لازم لذلك الأمر الوجودى ، فله علّة وجودية ولا يكفى فيه عدم علة الحركة : سكون
هامش
( 1 ) - به نظر مىرسد كه طرح مسأله حركت جوهرى در كتاب « نهاد ناآرام جهان » برگرفته از كتاب « دو فيلسوف شرق و غرب » مرحوم آقاى راشد است ؛ البته نويسنده « نهاد ناآرام جهان » مثالهايى از فيزيك جديد ارائه كرده است . در مجله آينده انديشه ( شماره 5 ، سال اول ) مقالهاى در معرفى و برشمردن مزيتهاى كتاب « نهاد ناآرام جهان » درج شده است كه نشانگر عدم فهم دقيق نويسنده مقاله از مطالب كتاب و كيفيت استدلالها در باب حركت جوهرى است . جاى آن داشت كه نويسنده مقاله در كنار تمجيد از كتاب به نكات ضعف آن نيز مىپرداخت و نيز متذكر مىشد كه علاوه بر سه برهانى كه در كتاب مذكور آمده ، براهين ديگرى را مرحوم صدرالمتألهين در اسفار آورده است كه مؤلف به آن اشارهاى نكرده است و اشاره مىكرد كه اين كتاب اگر مطلب درستى دارد برگرفته از كتاب مرحوم راشد است
( 2 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 190