تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
نو شدنى پيوسته و متصل و سازگار با حفظ شخصيت شىء . و اين همان حركت در جوهر است » . « 1 » با توضيحات ذيل خلط و نارسايى سخنان فوق معلوم مىشود : الف همان گونه كه پيش از اين آورديم ، در اين كه آيا عوارض ، علامات تشخص اند يا خود مشخص ، اختلاف است . مشهور فلاسفه معتقدند كه عوارض ، مشخصند ، ولى ما معتقديم كه علائم تشخصند . تشخص در وجود است ، نه آن كه عوارض عين وجود شىء باشند . عوارض ، عوارضند و ذات شىء ، جوهر است . اما تعبير ايشان اين بود كه : « ظرف و مظروف ( يعنى شىء و عوارض آن ) يكى است » . ولى ما حكم به يكى بودن آن نمىكنيم . ايشان سپس گفته‌اند : « هر موجودى به اقتضاى وجود خويش ، شكل و ظرف خاصى مىيابد » ، تعبير « به اقتضاى . . . مىيابد » غير از يكى بودن است . « . . . مىيابد » يعنى اقتضاى تشخص از خارج بر وجودات تحميل نمىشود ؛ بلكه از دورن خود وجودات مىجوشد كه عبارتند از مراحل كمال يا آثار شىء . پس آن‌ها يكى نيستند ؛ بلكه مقتضى و مقتضا ، خواهان و خواسته‌اند . كوتاه سخن آن كه عوارض همان ذات نيست ؛ بلكه مقتضاى ذات است . و اگر مسأله مقتضا پذيرفته شد ، بايد دست از « يكى بودن ظرف و مظروف » برداشت . ب ايشان نوشته‌اند : « هر گونه صفتى و عارضه‌يى در شىء ، عيناً صفت و عارضه‌ى وجود خاص آن شىء است » ؛ مفهوم اين عبارت چيست ؟ اين عبارت در حقيقت نوعى قضيه ضرورى به شرط
هامش
( 1 ) - نهاد ناآرام جهان ، ص 45
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 105 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي