تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
كنيم كه جوهر ذاتاً متحرك است - و اين لازمه قبول اصل عليت است - آيا معنايش اين نخواهد بود كه شىء متحرك ، خود بستر حركت خويش است ، يعنى راه و رهرو در اين‌جا يكى مىشوند و موضوع و مقوله حركت وحدت مىيابند » . « 1 » اين جملات به عنوان بيان برهان حركت ، به دو دليل كامل نيست : 1 - لازم نيست همه جا علت حركت ، متحرك باشد . در علت مباشرى چنين است نه همه جا ، خداوند ، علت اصلى همه اشياء و حركات است . ولى متحرك نيست . 2 - در بيان مذكور آمده است : « چرا حركت در عرض جايز باشد ، اما حركت در جوهر ميسر نباشد » ؟ اين جمله ، تعبيرى غير صحيح از برهان صدرالدين است ، و نوعى مصادره به مطلوب و يا نوعى تمثيل منطقى خواهد بود . سخن صدر المتألهين ، درباره علت مباشره حركت است نه اصل علت حركت . وى مىگويد : علت مباشره حركت بايد متحرك باشد ؛ چون حركت در عرض ( مثل حركت در ايْن ، وضع و . . . ) نيازمند علت است و طبق قاعده سنخيت بين علت و معلول ، علت مباشره حركت بايد متحرك باشد و از آن‌جا كه علت مباشره حركت عارضى ، جوهر است ، پس جوهر هم بايد داراى حركت باشد . « 2 » دليل ديگر صدر المتألهين براى اثبات حركت جوهرى چنين بود : هر شىء داراى عوارضى است كه از آن به « علائم تشخيص » تعبير مىكنيم و مشهور نيز آن را « مشخص » و يا « مشخصات » نامند . اگر
هامش
( 1 ) - سروش ، عبد الكريم ، نهاد ناآرام جهان ، چاپ دوم ، انتشارات قلم ، ص 41 ( 2 ) - اسفار ، ج 3 ، صص 39 - 40