تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
خلاصه اينكه ترجيح يكى از دو طرف وجود و عدم ، به اين است كه علت وجود معلول را ايجاب نموده وجودش را متعين سازد و ديگر عدمش ممكن نباشد و يا اينكه عدمش را ضرورى كرده وجودش ممكن نباشد . و بنا به آنچه گفته شد هر ممكن الوجودى تا واجب نشود موجود نمىشود . « پايان اين بحث » وجوبى كه گفتيم وجوبى است كه از طرف علت به ممكن مىرسد و وجوب سابق خوانده مىشود . ممكن الوجود ضرورت و وجوب ديگرى هم دارد كه پس از تحقق وجود يا عدم پيدا مىشود كه ضرورت لاحق يا به شرط محمول خوانده مىشود . يعنى اين شىء خاص در فرض وجود موجود است و همين طور در زمان عدم معدوم است . وجوب سابق اين بود كه تا علت ، وجود شىء را ضرورى نكند موجود نمىشود ، وجوب لاحق اين است كه وقتى ممكن ، موجود است در آن ظرف زمانى وجود ، ديگر جاى عدم نيست و گرنه اجتماع نقيضين مىشود .

فصل ششم : « معانى امكان »

امكانى كه اينجا مورد نظر است چنان كه از كلمات گذشته بدست مىآمد همان عدم ضرورت وجود و عدم براى ماهيت است يعنى وقتى ماهيت را بنفسه در نظر مىآوريم وجود و عدم ، هيچ كدام برايش